حميد احمدى

69

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

محمد بن ابوبكر و صعصعة بن صوحان ، در كنار امام على عليه السلام ماندند و طلحه و زبير و عمرو عاص نيز در كنار عايشه و با حمايت بنىاميه در مقابل گروه نخست قرار گرفتند . جنگ جمل و صفين حاصل تخاصم دنياخواهان و قدرت‌طلبان در مقابل مردم مظلوم ، رهبران متعهد و نخبگان عدالت‌خواه بود . عثمان در طول دوران اقتدارش تمام نصايح خيرخواهانه امام على عليه السلام را فراموش كرد و به صحابى پاك و متعهدى چون ابوذر غفارى ، عمار ياسر و عبدالله بن مسعود بىاعتنايى نمود . در زمان او مروان ، داماد و مشاور و وزير خليفه ، همه مقدّرات كشور را در اختيار گرفت و به‌تدريج او را به تباهى سوق داد . در اين ميان ، شيعيان و اصحاب حضرت على عليه السلام كه براساس انديشه شيعى ، با اساس خلافت عثمان مخالف بوده و ناگزير آن را پذيرفته بودند ، مشاهده كردند كه همه امور ناروا به نام اسلام انجام مىگيرد و بدين‌رو فاصله حكومت از سيره و سنت پيامبر بيشتر مىشود ، از اين‌رو در مبارزه عليه خليفه شركت جستند . از همين روى نبايد طغيان عليه عثمان را به دسيسه‌هاى شرورانه برخى از تجار مفسد و به شكايات دروغين عليه او نسبت داد . البته نبايد حضور برخى از بزرگان ناصالح در شورش عليه عثمان و حضور فرصت‌طلبان در روزهاى پايانى قيام مردم را ناديده گرفت . بنابراين يكسره همه تلاش و قيام را به اين قشر از مردم نسبت دادن خطاست . مدارك و شواهد بسيارى گوياى آن است كه عناصر برجسته شيعى در دوران حكومت عثمان به مبارزات فرهنگى ، عقيدتى و سياسى روى آوردند و در بسيارى از بخش‌ها رهبرى قيام را برعهده داشتند . ابوذر يكى از اينان بود كه مخالف با جمع‌شدن ثروت در دست عده‌اى خاص بود ، از اين رو خواهان آن بود كه درآمدها و ثروت در ميان مردم توزيع گردد . عثمان كه از رفتار ابوذر در مقابله شديد با ثروت‌اندوزى خشنود نبود ، او را به شام تبعيد كرد ، اما ديرى نپاييد كه خليفه نامه‌اى از معاويه دريافت داشت كه حاوى شكايت از فعاليت‌هاى ابوذر عليه او بود . از اين رو ، وى دستور داد كه ابوذر را به زين چوبى شتر بسته ، وى را به مدينه بازگردانند . او با تنى نحيف و مجروح به مدينه رسيد و پس از مدتى كوتاه نيز به ربذه تبعيد شد و در آنجا بعد از چندى درگذشت . « 1 » ابوذر به كرّات در مسجد مدينه درباره حق امام على عليه السلام بر مبنا و انديشه شيعى سخن گفت ؛

--> ( 1 ) . احمد بن محمد بن يحيى بلاذرى ، فتوح البلدان ، تحقيق رضوان محمد رضوان ، ج 5 ، ص 52 ؛ محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 5 ، ص 285 به بعد ؛ ابوالحسن على بن حسين مسعودى ، مروج‌الذهب و معادن الجوهر ، ج 2 ، ص 339 .